Powered by ZigaForm version 3.9.6.3
چرا ساخت مستند صنعتی اهمیت دارد؟
2016-03-28
مستند “برای” صنعت، یا “در باره” ی صنعت ؟
2016-10-19

چند نکته در مورد مستند صنعتی

مدتی پیش سر جمع‌بندی گفت‌وگو بر سر کتاب سینمای مستند صنعتی ایران، یک بررسی تاریخی/تحلیلی بحثی با محمد تهامی‌نژاد داشتم و آن این‌که می‌توانیم این نوع سینما را مستند بنامیم یا نه؟ تهامی‌نژاد به‌جد معتقد بود (و هنوز هم هست) که این نوع فیلم‌سازی را نمی‌توان مستند دانست، زیرا سینمای مستند متکی بر نگاه کارگردان است و چون اساساً این نوع فیلم‌سازی برتابانندهٔ نگاه سفارش‌دهنده است؛ پس باید این نوع از سینما را sponsored films یا فیلم‌های حمایت‌شده (به‌زبان خودمانی‌تر سفارشی) نامید. من هنوز با این طرز نگاه تهامی‌نژاد مشکل دارم. سخن اصلی‌ام این است که هیچ‌گاه میان مقولهٔ سفارش با نگاه خاص هنرمند نمی‌توان خط عمیقی کشید، مگر در هنرهای خالصی مانند شعر و آن‌هم تنها در عرصه‌هایی. مثال مشخص شعر ناب فارسی ِ حاصل خلاقیت بی‌چونی مثل حافظ و سعدی است که در اصیل-‌ترین نمونه‌های شعر آنان رد سفارش را هم می‌توان سراغ کرد. برگردیم سر موضوع بحث ما: اگر که مدیریت یا روابط عمومی‌های شرکت‌های صنعتی بخواهند یک فیلم موثر در مورد تأثیر صنعت خود بر جامعه ساخته شود و حاصل سفارششان به یک مستندساز (با هوشمندی و درایت هر دو طرف سفارش) بدل به یک فیلم تأثیرگذار شود؛ باید این فیلم را خالی از نگاه خاص مستندساز دانست؟ حتم دارم که عده‌ای خواهند گفت چنین مدیرانی را پیدا کنید تا ما هم تأیید کنیم، اما باید این را دانست که استقلال مستندساز و هنرمند از آمال و نیات سفارش‌دهنده یک امر نسبی است. سفارش‌دهنده چه شبکهٔ تلویزیونی باشد و چه مدیر مقتدر یک روابط عمومی، این نوع روابط مستندساز و سفارش‌دهنده است که تعیین‌کنندهٔ نتیجهٔ نهایی کار است.

واقعاً فکر می‌کنم که –‌دست‌کم- در فضای مستندسازی در ایران، تفاوتی اساسی میان رسانهٔ ملی و مدیران روابط عمومی صنایع وجود ندارد؛‌گاه این و‌گاه آن یک روابط بهتری با مستندساز ایجاد می‌کنند. تفاوت اساسی این است که یک شرکت صنعتی کار اصلی خود را تولید و تجارت می‌داند و از همین رو به این سادگی، حاضر به سرمایه‌گذاری روی تولید فیلم نمی‌شود. این نهاد همیشه باید به مصالح اقتصادی خود بیندیشد و تولید یک فیلم را اساساً کاری در جهت‌‌ همان فعالیت اقتصادی قلم‌داد می‌کند. نکتهٔ ظریف در این میان این است که فعالیت فرهنگی ِ (حتی خالص و بی‌چشم‌داشت) هم جزیی از برنامهٔ استراتژیک یک شرکت است. مگر نه این‌که یک شرکت صنعتی پیشرفته در یک جامعه با انواعی از اقشار روبه‌رو است؟ مگر به این‌که از آب و منابع طبیعی و انسانی و اجتماعی و اقتصادی یک جامعه تعذیه می‌کند؟ مگر این شرکت نیاز به شناخت یک جامعه (از هر) جهت ندارد؟ مگر برای توده‌هایی بزرگ یا کوچک از صنعت‌گران، مشتریان و تجار و غیره تولید نمی‌کند؟ و مگر خود این اقشار اجتماعی نیاز به شناخت از این صنعت و یا شرکت ندارند؟ یک پاسخ مناسب در همهٔ این موارد، تولید فیلم مناسب است. جالب این‌که بسیاری از این پاسخ‌های فیلمیک می‌تواند موارد مصرف بسیار مناسبی در تلویزیون‌ها داشته باشد. اکنون سالیان چندی است که کانال های موفقی مانند نشنال‌جئوگرافیک، هیستوری چنل و غیره، از مستندهای صنعتی، که پیداست بسیاری از آن‌ها با سرمایه‌گذاری شرکت‌های صنعتی مشهور ساخته شده‌اند؛ تغذیه می‌کنند. حتی تابوی عدم پخش آرم تجاری این شرکت‌ها هم گویی شکسته شده و در این فیلم‌ها به‌دفعات اسم این شرکت‌ها برده می‌‌شود.

محمدسعید محصصی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *